أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

62

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

« إنّا أنزلناه فى ليلة القدر » و گفته‌اند كه : در شب نيمهء شعبان [ إِنَّا كُنَّا ] بدرستى كه ما ترساننده و اعلام كننده‌ايم . ابو هريره روايت كرد كه : رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفت : شب نيمهء شعبان جبرئيل به من آمد در اوّل شب و مرا گفت : دستها بر آسمان دار ، من گفتم : اين چه شب است ؟ - گفت : اين شبى است كه خداى تعالى درين شب درى از درهاى رحمت بگشايد ، و جملهء گناهكاران را بيامرزد مگر كسى كه مشرك باشد يا ساحر يا كاهن يا كينه و ريا مدمن الخمر يا مصرّ بر زنا و ربا كه اينان را بتوبه بيامرزد ، چون ربعى از شب برفت جبرئيل باز آمد و گفت : يا محمّد سر بر آسمان دار ؛ من سر بر آسمان داشتم درهاى آسمان و درهاى بهشت ديدم گشاده ؛ بر در آسمان اوّل فريشتهء ديدم استاده بود ميگفت : خنك آن را كه درين شب ركوع كند ، و بر در آسمان دوّم فريشته ديدم ايستاده آواز ميداد : خنك آن را كه درين شب دعا كند ، و بر در آسمان سيّم فريشتهء ديدم ميگفت : خنك آن را كه درين شب دعا كند ، و بر در آسمان چهارم فريشتهء ميگفت : خنك آن را كه ذكر خداى كند ، و بر در آسمان پنجم فريشتهء ديدم كه ميگفت : خنك آن را كه درين شب از ترس خداى بگريد ، و بر در آسمان ششم فريشتهء ديدم ميگفت : خنك آن را كه درين شب مسلمانان را طعام دهد ، و بر در آسمان هفتم فريشتهء ميگفت : هيچ سائلى هست ؟ تا مرادش بدهند ، هيچ آمرزش خواهى هست ؟ تا بيامرزندش ، جبرئيل را گفتم : اين درها تا كى گشاده باشند ؟ - گفت : تا صبح بر آمدن ، آنگه گفت : خداى را درين شب آزاد كردگان باشند بعدد موى گوسفندان بنى كلب ؛ عايشه روايت كرد كه : شبى از شبهاى ماه شعبان نوبت من بود رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بيامد و ببستر خواب در آمد چون چشم من در خواب شد رسول ( ص ) از بستر بخزيد « 1 » و برفت من از خواب در آمدم رسول را نديدم گمانم افتاد كه ببعضى حجره‌هاى زنان رفته است بيامدم و رسول ( ص ) را در نماز يافتم با خود گفتم : تن و جان من فداى تو باد أنت فى واد و أنا فى واد ، رسول ( ص ) را يافتم

--> ( 1 ) - در بعضى نسخ : « بخيزيد » .